نرگس شعبانی | خانواده رهجویان نور 🌷

خانه  | تلگرام  | دوره های آموزشی  |  ورود | عضویت

هدف از زندگی در این دنیا چیه؟

حتما شما هم به این سوال در درون تون برخوردین که جوابی براش نداشتین: ما کی هستیم و چرا اینجا هستیم؟ اصلا هدف از زندگی در این دنیا چیه؟
امروز میخوام در مورد جواب همین سوال با هم صحبت کنیم..

همه چی از جایی شروع شد که ما در نامحدود بودن، در سلامتی، در فراوانی، در عشق و در وحدت و یگانگی با خدای خودمون بودیم..
یعنی بین ما و خداوند جدایی ای نبود..
ما او بودیم و او ما..

ما تمام صفات و قدرتهای خداوندی رو، مثل عشق، قدرت، خالق بودن، سلامتی، فراوانی، آزاد بودن، شادی، آرامش و.. رو در وجودمون به ارث برده بودیم، چون بخشی از منبع بودیم..
اما چون این صفات بدون هیچ تلاشی به ما عطا شده بود، ما خواستیم خودمون این صفات رو با تلاش خودمون بدست بیاریم..
مثل فرزندی که میخواد به جای پدرش مدیر عامل شرکت پدرش بشه..
اما به جای اینکه این مقام رو همینجوری قبول کنه، میخواد از پایین درجه اون شرکت شروع به کار کنه و خودش با کار خوبش ترفیع بگیره و به پست مدیر عاملی برسه..

 

این شد که ما هم از خداوند درخواست این چالش رو کردیم..
اینکه ما رو در محیطی قرار بده تا بتونیم خودمون این ذات حقیقی مون، این صفات خدا دادی مون رو بدست بیاریم..
و خداوند عاشق هم گفتند چشم..
به همین دلیله که عارفان و روشن ضمیران میگن این دنیا یه بازیه، یه شوخیه، شوخی خداوند..

 

اونجایی که در قرآن خداوند به حضرت آدم میگن که به اون درخت نزدیک نشو، به طور تمثیلی یعنی به ما قدرت انتخاب داده شد..
که این اختیار رو داشته باشیم، که انتخابی غیر از خداوند رو داشته هم داشته باشیم..
و حضرت آدم خودش انتخاب کرد که از میوه ی اون درخت بخوره..

 

برای این چالش، ما نیاز داشتیم به محیطی که مخالف و متضاد از حقیقت وجودی مون رو هم داشته باشه..
یک محیطی دوگانه..
یعنی اگه ما اونجا قدرت نامحدود هستیم، باید در یک فضای محدودی قرار می گرفتیم..
اگه ما موجودی ابدی هستی، باید در جسمی فانی و موقت قرار می گرفتیم..
اگه ما در وحدت و یگانگی و یکی بودن هستیم، باید در جسم ها و شکل های جداگانه از هم قرار می گرفتیم تا توهم جدا بودن رو بهمون بده..
اگه ما خالق هستیم مثل خداوند و اگه به محض اراده خلق صورت می گرفت، باید در محیطی قرار می گرفتیم که زمان و مکان میداشت، تا بین اراده خلق مون، بین افکارمون و آفرینش مون، فاصله ایجاد میشد تا این توهم رو در ما ایجاد کنه که ما بی اختیار هستیم و قدرتی نداریم..
اگه ما سالم هستیم، باید در جسمی قرار می گرفتیم که مریض میشد، تا بتونیم ذات سالم و سلامت بودن خودمون رو درک کنیم..
اگه در فراوانی هستیم، باید شرایط مخالف اون هم یعنی فقر هم وجود میداشت..
این شد که سیاره زمین بوجود اومد..
محیطی سرشار از دوگانگی و تضاد..
یعنی اگه بالایی داره، پایینی هم هست، اگه زشتی داره، زیبایی هم هست، اگه سرما داره، گرما هم هست..
سیاره ای با انرژی مثبت و منفی..

و همین دوگانگی در درون ما هم ایجاد شد..
یعنی این روح خداوندی که ما باشیم، غیر از اینکه در این جسم جای گرفت، دارای یه ذهنی هم شد که بهش میگیم من ذهنی، ایگو، تاریکی، حریف و چالش اصلی ما..

 

یعنی ما دارای دو قسمت و دو جنبه و دو ویژگی در درون خودمون شدیم..
یک قسمت من ذهنی و ایگو، یک قسمت همون روح خداوندی ای که هستیم..
هر کدوم از این قسمت های ما دارای خصوصیات متضاد و مخاف هم هستن..
اگه من ذهنی و ایگو محدود به این جسمه، محدود به زمان و مکانه، روح ما نامحدود و آزاده..
اگه این من ذهنی و ایگو توهم جدایی داره، روح ما در وحدت و یگانگیه..
اگه این من ذهنی همه چی رو شانسی و اتفاقی میدونه و خودش رو قربانی و ضعیف میدونه، روح ما میدونه که خالقه و این جهان هم قوانین خودش رو داره..

 

کار این من ذهنی و ایگو، این شد که با افکار منفی و سر و صداهای زیاد، با فکرهای مداوم و پشت سر هم، کاری کنه که ما اینقدر دغدغه داشته باشیم که زمانی نداشته باشیم تا به دنبال حقیقت خودمون باشیم..
از صبح که پا میشیم این صدای منفی توی سرمون شروع میکنه به صحبت کردن تا آخر شب..
و حتی گاهی باعث میشه شبها هم خوابمون نبره..

 

اگه ما چالش میخواستیم، اگه ما میخواستیم خودمون رو پیدا کنیم، باید یه مقاومتی در درون مون وجود میداشت که جلوی ما رو بگیره..
که نگذاره ما به حقیقت وجودی خودمون پی ببریم..
این شد کار اصلی این من ذهنی و ایگو..
و کار اصلی ما و هدف اصلی ما شد: شناخت خودمون به عنوان بخشی از منبع و بخشی از خداوند..

 

حالا برای اینکه بتونیم به این هدف اصلی مون برسیم، برای اینکه بتونیم خودمون رو بشناسیم، باید ببینیم چه کسی نیستیم..
یعنی باید خصوصیات این من ذهنی و ایگو رو بشناسیم تا بدونیم اون ما نیستیم، حالا ما اون نقطه ی مقابلش هستیم..
به قول مثلی که میگه: ادب را از که آموختی از بی ادبان..
یعنی با نگاه کردن به این من ذهنی و شناخت رویکردهاش، میتونیم پی به حقیقت خودمون ببریم..
باید این دو قسمت من ذهنی و من خدایی مون رو با هم بررسی کنیم تا به شناخت وجودمون برسیم..

 

من ذهنی و ایگو سعی میکنه با افکار منفی ما رو به چالش بکشه..
در ما ایجاد واکنش کنه تا ما با احساسات منفی و رفتارهای منفی، تولید انرژی های منفی کنیم..
این کارشه، وظیفشه، خودمون اینطوری خواستیم..
شاید الان که توی این جسم هستیم و تو این ذهن هستیم، قبول نکنیم، ولی به همین شکله، ما با قدرت انتخاب و قدرت اختیار خودمون وارد این چالش و بازی شدیم..

 

زمانی که افکار منفی وارد ذهن مون میشن، اگه ما آگاه و هوشیار نباشیم و خودمون رو با این افکار منفی یکی بدونیم، اونا رو باور می کنیم و واکنش نشون میدیم..
مثلا ممکنه خشمگین و عصبانی بشیم، ممکنه نگران و مضطرب بشیم، ممکنه بترسیم یا..
هر کدوم از این احساسات منفی، دارن میگن ما داریم انرژی منفی تولید میکنیم..
این انرژی منفی به شکل احساسات منفی، به شکل رفتار نامناسب، به شکل مشکلات کاری، به شکل مشکلات در روابطمون به سمت خودمون برمی گردن..
و ما دوباره به این اتفاقات زندگی مون، که به خاطر واکنش خودمون بوده، واکنش نشون میدیم و انرژی منفی بیشتری تولید میکنیم و این انرژی منفی و این رفتار واکنشی منفی، دوباره به شکل اتفاقات منفی به سمت خودمون برمی گردن..
و این میشه که ما در دور باطلی گیر میکنیم، در چرخه ی کارمایی گیر میکنیم..
کارما یعنی برگشت انرژی های منفی ای که تولید کردیم به سمت خودمون..
و ما چون این آگاهی ها رو نمیدونیم از بقیه و از دنیا و از خداوند شاکی میشیم..

حالا کار ما و وظیفه ی اصلی ما اینه که با واکنش نشون ندادن به افکار منفی و اتفاقات زندگی، انرژی های منفی تولید شده از قبل رو خنثی کنیم و در عین حال با شناخت این ایگو و من ذهنی، انرژی منفی تولید نکنیم..
هر احساس منفی و هر رفتار منفی ناشی از این احساسات منفی، معنی شون اینه که ما تحت تاثیر این افکار منفی، انرژی منفی خلق کردیم..

پس ما دو تا وظیفه داریم، خنثی کردن انرژی های منفی قبلی، تولید نکردن انرژی منفی جدید..
به این شکل ما از این دور باطل چرخه ی اتفاقات منفی و کارما خلاص میشیم..

 

دوستان قانون انرژی میگه: همه چی در این جهان از انرژی تولید شده، یعنی ما هم انرژی هستیم..
این دنیای مادی از انرژی ای که خالق و خدا نام داره تشکیل شده..
یعنی شما یا میتونید بگید خدایی وجود نداره، یا میتونید بگید همه چی خداونده..
همه چی..
پس ما بعنوان بخشی از همون انرژی خالق هستیم که در این جسم مادی جای گرفتیم..
در واقع ما الان روح خداوندی ای هستیم که در این جسم و در این ذهن و در این جهان قرار گرفتیم، با انتخاب خودمون..
به خاطر اینکه بتونیم خودمون رو دوباره بشناسیم..

قانون پایستگی انرژی میگه: انرژی نه بوجود میاد و نه از بین میره، فقط از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه..
ما راهی نداریم جز اینکه این انرژی های منفی ای که تولید کردیم رو تبدیل به انرژی پاک منبع کنیم، به قولی این انرژی های منفی رو خنثی کنیم..
تا اون زمان هم، باز هم به این جسم های مادی برمی گردیم..

پس اگه میخوایم از مدرسه ی زمین فارغ التحصیل بشیم، راهی نداریم جز کارما سوزی، خنثی کردن انرژی های منفی ای که قبلا تولید کردیم و در عین حال تولید نکردن انرژی منفی جدید..
باید این دو تا کار رو یاد بگیری..
و برای همینم هنوز اینجاییم..

 

تنها چیزی که باعث تولید انرژی های منفی میشه، باعث خلق منفی میشه، افکار منفی هستن..
و این افکار منفی هم کار حریفه..
حریف ما که گفتیم برای چالش ماست، با تولید کردن افکار منفی در سر ما، سعی داره که ما واکنش نشون بدیم و کارما تولید کنیم و در این چرخه بمونیم..
بهش میگیم چرخه ی درد..
مشکلات روحی، مشکلات جسمی، مشکلات کاری، مشکلات روابط و..

پس این شد هدف اصلی ما و بقیه ی اهداف ما، که میگیم میخوام فلان شغل رو داشته باشم یا میخوام ازدواجی داشته باشم، همه اهداف فرعی ما هستن که در راستای این هدف اصلی مون قرار دارن..
وقتی میگیم هدف اصلی و اهداف فرعی، دلیل بر بی اهمیتی و یا کمتر مهم بودن اهداف فرعی نیست..
دلیل بر اینه که این اهداف نباید باعث بشن که ما از هدف اصلی مون پرت بشیم یا اینقدر دیگه غرق کار و پول درآوردن و یا غرق روابط مون بشیم که یادمون بره برای چی اینجا هستیم..

ما برای این اینجا هستیم که این من ذهنی و ایگو رو که مثل پیله ای دور ما پیچیده و داره ما رو خفه میکنه و روح مون رو آزار میده و جلوی ما رو برای جلو رفتن و پیشرفت گرفته رو بشناسیم و از این پیله رها بشیم و روح مون رو آزاد کنیم..
الان این روح خداوندی در زندان ذهن اسیر شده..
داره رنج میکشه، درد میکشه..
نه خواب داره، نه خوراک، نه رابطه ی خوبی و نه..

دوستان، اگر کمتر از نیم درصد ما به آگاهی و بیداری برسیم و روی خودمون کار کنیم و در مقابل این من ذهنی و ایگو مقاومت کنیم و این انرژی تاریک رو خنثی کنیم، این سیاره زمین یه سیاره ی دیگه ای میشه، سیاره ای با آگاهی بالاتر که دیگه جنگ و فقر و.. نداره..
مثل این میمونه که به یه کلاس تو مدرسه بگن، اگه از این 30 نفر سه نفر درسشون خوب باشه و امتحانات رو قبول بشن، همه ی این کلاس میتونه به کلاس بالاتر بره..
شاید بگین این که عدالت نیست، هر کسی که خوب درس خونده باید فقط اون بره به کلاس بالاتر..
نه دیگه، اینجا میشه که ما دوباره جدایی درست می کنیم..
ما در ذات مون از یک منبع هستیم و همراه هم داریم در مقابل انرژی تاریکی مبارزه میکنیم..
گفتیم کار تاریکی و کار من ذهنیه که در درون هر کدوم از ما، با بقیه دشمنی درست میکنه و جدایی ایجاد میکنه..
پیامبران و روشن ضمیران باعث شدن حجم زیادی از این انرژی تاریک خنثی بشه و آگاهی ما بالاتر بره..

اگه تو هم میخوای همراه ما در این سایت، در کنار هم، جزو خانواده ی رهجویان نور باشی و در کار پاکسازی انرژی های تاریک کمک کنی و جزو این کمتر از نیم درصد باشی، میتونی به ما بپیوندی..
با این کار نه تنها خودت زندگی خوبی خواهی داشت، آرامش خواهی داشت، به خوشبختی میرسی، بلکه به بالا رفتن آگاهی کل هم کمک میکنی..
به قول خداوند: هم نیکی در این دنیا و هم در آخرت رو خواهید داشت..

میخوام عضو خانواده ی رهجویان نور باشم و در سایت ثبت نام کنم..

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید