نرگس شعبانی | خانواده رهجویان نور 🌷

خانه  | تلگرام  | دوره های آموزشی  |  ورود | عضویت

افکار منفی «خود»کشی دارم؟

درست اومدی!
این سایت راه آموزش خودکشی کردنه..
اینجا داریم یاد میگیریم چطوری خودمون رو بکشیم..
تعجب نکن..
منظورم اون خود دروغین مونه..
اون خودی که باعث شده، جلوی دیدن خود واقعی مون رو بگیره..
اون خودی که باعث شده این قدر حالت بد بشه..

اسم خودکشی روشه، «خود» را کشتن..
اما این کدوم خوده؟

میدونید کسایی که میگن میخوام خودم رو بکشم، دیگه خسته شدم، نمیدونن دو تا خود دارن تو وجودشون و الان از دست این «خود» دروغین شون خسته شدن..
از دست صدای منفی توی سرشون خسته شدن..
دیگه نمیتونن تحملش کنن..

ما اینجا هستیم تا قبل از مردن، خودمون خودمون رو بکشیم..
بمیرید قبل از اینکه بمیرید..
میخوایم به این برسیم..

ما دو تا «خود» داریم، یه خودی که همین من ذهنی و صدای منفی توی سرمونه، یه خودی که روح خداوندیه، خود واقعی مونه..
این من ذهنی، این صدای منفی توی سرمون مدام سعی داره زندگی مون رو خراب کنه، ما رو با بقیه دشمن کنه، تنهامون کنه، مریض مون کنه، بترسون مون، نگران مون کنه، ناامیدمون کنه و..

اما ما اینجا هستیم تا این من رو بکشیم و از شرش خلاص بشیم تا بتونیم زندگی ای که دوست داریم رو داشته باشیم..

حالا چجوری می تونیم این من رو بکشیم..
با شناختنش..
اینکه بدونی چه خصوصیاتی داره..
چه رویکردهایی داره..
از چه راههایی وارد میشه..
وقتی دستش براتون رو بشه، دیگه نمیتونه روتون تاثیری بگذاره..
اون فقط میتونه از ناآگاهی ما استفاده کنه..

از بچگی کسی بهمون آموزش نداد و ما رو با این صدای منفی آشنا نکردن، چون خودشون هم نمیشناختنش..
ما با این صدا بزرگ شدیم و هر چی گفت گوش کردیم..
و زندگی پر دردی رو برای خودمون و بقیه درست کردیم..
و بعد به جایی رسیدیم که دیگه نمیتونیم این زندگی ای که با این «من» خرابکار ساختیم رو تحمل کنیم..

به این فکر کن که وقتی میگی میخوام خودم رو بکشم، یک «تویی» وجود داره که میخواد از دست یه قسمتی خلاص بشه، از دست یه صدای منفی توی سرش که شبها نمیگذاره بخوابی و روزهام نمیگذاره زندگی کنی..
درسته..
این کیه که تصمیم میگیره که از دست این خودش، تو این جسم رها بشه..
بهش فکر کن..

یعنی همه ما ناخودآگاه میدونیم که یک «من» هست که میخواد از دست این من منفی توی سرش رها بشه..
با اون منه کار داریم که خود اصلی مونه، میخوایم بهش یاد بدیم چطوری بتونه از دست این من منفی رها بشه..

منظور ما از خودکشی، از بین بردن این جسم نیست..
این که کار خیلی آسونیه..
آسون ترین کار اینه که چند تا قرص بخورین و از این جسم خودمون رو راحت کنیم تا دیگه این صدای منفی توی سرمون رو نشنویم، تا دیگه ناامیدی ها و افسردگی ها رو نداشته باشیم و..
اما اینجا میخوایم بدون اینکه بخوایم از این جسم رها بشیم، از این من خرابکار رها بشیم..
و بعدش با خود واقعی مون زندگی دوست داشتنی خودمون رو داشته باشیم..

شاید بگین، نه خانوم شعبانی من میخوام خودم رو خلاص کنم، اما از ترس عذابش می ترسم، از اینکه کسی که خودکشی کنه، گناه بزرگی مرتکب شده..
هیچ کس اون طرف نیست که عذابت کنه، بفهم..
هیچ عذابی اون طرف نیست..
هیچ قضاوتی نیست..
هیچ بهشت و جهنمی نیست..
هیچ کی بهت نمیگه چرا خودت رو کشتی..
وایسا..

فقط در مقابل حسرت بزرگی قرار میگیری که از صدتا فحش بدتره..
به محض اینکه از این جسم رها بشیم، به حقایق این جهان آگاه میشیم..
همه چی برامون روشن میشه..
ما آگاه میشیم به حقیقت وجودمون..
و اون است که میگی خدایا میخوام برگردم، میخوام درستش کنم..
خودت دوباره برمیگردی..
برمیگردی تا این دفعه از پسش بربیای..

تو فقط یه قسمت از این دنیا رو دیدی..
تو فقط تیرگی ها و بدی ها و مشکلات رو دیدی..
چون این کار اون قسمت تاریک درونته..
اون کاری میکنه که فقط زشتی ها و مشکلات و بدبختی ها رو ببینیم..
تو فقط یه قسمت از وجود خودت رو دیدی..
تو فقط این صدای منفی توی سرت، این نگرانی و ترسها رو میشناسی..
به این فکر کن که یه قسمتی دیگه از وجودت هست که تو نمیشناسیش..
که تقریبا 99/5 درصدمون نمیشناسیمش..
اما این سایت برای اینه که جزو اون نیم درصد باشیم..
به این فکر کن که شاید این دنیا یه روی دیگه ای هم داشته باشه..
اما تو فقط نمیدونستی..
بزار یه چیزی بهت بگم..
این دنیا یک روی دیگه ام داره..
یک بهشتی در دل این جهنم پنهان شده..
عده ی کمی تونستن این بهشته رو ببینن..
یک نظمی در دل این بی نظمی پنهان شده..
یک قانون مندی در دل این بی قانونی و شانسی بودن و اتفاقی بودن پنهان شده..
یک خدای نامحدود، خالق، شاد، قدرتمند در زیر این جسم محدود با من ذهنی خرابکار پنهان شده..
این چالش ما رو زمینه..
پیدا کردن این قسمت از وجودمون چالش ما روی زمینه..
انصافا هم چالش سختیه..
خیلی ها خودشون رو از این جسم شون خلاص کردن، به قولی از این بازی لفت دادن..
خیلی ها موندن اما موند شون با اون رفتن هیچ فرقی نداره، یک تیکه گوشته متحرک، که با کلی قرص یه گوشه افتادن..
فقط چون قوانین بازی رو نمیدونن..

اون من به هیچ دردی مون نمیخوره..
خرابکاره، حسوده، ترسویه، نگرانه، کینه داره، دشمنی داره، نفرت داره، خشم و عصبانیت داره، ناامیده، افسرده است..
با این کاراش مشکلات روحی میگیرین، مشکلات جسمی میگیرین..
در آخرشم پر درد و مریض و پر از آروزهایی که فقط در حد آرزو موندن و این من نذاشت بهشون برسین، میمیرین..

این به چه دردمون میخوره..

خود واقعی ما، که همون روح ماست، که همون بخشی از خداوندیه، تمام صفات خداوندی رو داره، تمام خصوصیات منبع رو داره..
به جای کینه و نفرت و دشمنی، عشقه..
به جای نگرانی و ترس، آرامشه..
به جای خرابکاری، درست میکنه..
به جای ضعف، قدرت داره..
به جای بی انگیزگی، شور و شوق داره..
به جای مخلوق بودن، خالقه، خلق میکنه..

ما انتخاب میکنیم که کدوم من اختیار زندگی مون به دست بگیره..
اگه با اون قسمت مون بریم، دائم می ترسیم، نگرانیم، حسودیم و..
پر دردیم، پر رنجیم، می رنجونیم و..
اما اگه با خود حقیقی مون یکی بشیم، ما فقط تو این دنیا شادیم، لذت می بریم، خلق میکنیم، آرامش داریم..
ما انتخاب میکنیم..
میخوایم کدوم یکی از این من ها راهنمای زندگی مون باشن..
یک من ترسوی بی قدرت ضعیف حسود ناامید..
یا یک من قوی، خالق، شاد، پر انرژی، مشتاق..

بزار یه سوالی ازت بپرسم، چرا میخوای خودت رو بکشی؟؟
شاید به یه دختر یا پسری خیلی وابسته شدی، حالا یا فوت کرده یا بهش نرسیدی، به قولی شکست عشقی خوردی..
اگه بهت بگم یه خدایی داری تو وجودت، که از اون دختر و از مادرت و از پدرت و از هر کسی که بگی خیلی بیشتر دوست داره چی میگی..
اگه بهت بگم این خدا میتونه دختر یا پسری تو زندگی ات بیاره که دقیقا همونیه که تو میخوای چی میگی..

شاید بگی زندگی ای که میخواستی رو نداری، یا کلی خواسته داری که نمیدونی چطوری بهشون برسی یا هر چی..
اگه بهت بگم این خدای تو وجودت، راه رسیدن به همه ی اینها رو بلده و فقط تو باید یاد بگیری این قوانین، این ارتباط با خدای درونت رو، چی میگی..

پس با این سایت همراه باش و یه فرصت دیگه به این خود واقعی ات بده..

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاهتان را بنویسید